تبلیغات
آخـرین پیام آور آسمانی
با نام خدا آغاز میکنیم...

صدقه و اَفعى همراه یهودى


حضرت ابا عبداللّه ، امام جعفر صادق صلوات اللّه و سلامه علیه حكایت فرماید:

روزى پیامبر عالى قدر اسلام ، حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله ، در جمع اصحاب و یاران خود نشسته بود، كه یك نفر یهودى از نزدیكى حضرت و اصحابش عبور مى كرد، خطاب به رسول خدا كرد و گفت : سام علیك .

رسول خدا، در پاسخ به آن یهودى اظهار نمود: و علیك .

بعضى از اصحاب گفتند: یارسول اللّه ! یهودى آرزوى مرگ براى شما كرد و گفت : سام علیك ، یعنى ؛ مرگ بر تو باد.

حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله فرمود: من نیز همانند او جوابش را پاسخ دادم ؛ و سپس افزود: این مرد یهودى امروز به وسیله مار سیاهى افعى كشته خواهد شد.

و چون عصر همان روز فرا رسید، یهودى در حالى كه مقدارى هیزم با طناب بسته بود و آن ها را جهت فروش بر پشت خود حمل كرده بود از بیابان بازگشت ، پیغمبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله نیز در همان محلّ با عدّه اى از همان افراد نشسته بود كه چشمشان بر آن یهودى افتاد، حضرت به او فرمود: بار هیزم را زمین بگذار، همین كه هیزم ها را زمین نهاد وطناب را باز كرد، مار بزرگى را در بین هیزم ها بى حال وبى حسّ مشاهده كرد.

حضرت به او خطاب كرد و فرمود: امروز چه كار خیرى كرده اى ؟ گفت : كارى نكرده ام ، مگر آن كه دو عدد نان همراه خود داشتم یكى از آنها را خوردم و دیگرى را به فقیرى صدقه دادم .

حضرت رسول فرمود: خداوند متعال ، بلا را به وسیله آن صدقه از تو برطرف كرد و پس از آن اظهار داشت : صدقه انواع بلاها را از انسان برطرف مى گرداند.

سپس یهودى اسلام را پذیرفت و شهادتین را بر زبان خود جارى نمود؛ ومسلمان شد.

منبع : کتاب چهل داستان از پیامبر(ص)



       علی رضا
      11:35 ق.ظ -  پنجشنبه 2 بهمن 1393
برو به صفحه :