تبلیغات
آخـرین پیام آور آسمانی
با نام خدا آغاز میکنیم...

ایمان، عمل و محبت اهل بیت(ع)

« قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ؛ [1]
بگو اجر و پاداشی ـ دوست داشتن اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ ـ كه از شما خواستم، به سود شما است».
دوستاری امام ـ علیه السّلام ـ شناخت پیشوایان دینی نخستین گام به سوی سرزمین شایستگی است و یادآور شدیم كه اسلام، شناخت رهبر و امام را مسؤولیّتی همگانی می‌داند و بدان توجّه و نگرشی ویژه دارد.


لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

مهرورزی به رهبران نیز، گرچه خود میوه درخت شناخت، است امّا به تنهایی و به طور استقلال هم، مورد نظر اسلام می‌باشد و اسلام آن را گام دیگری به سوی سرزمین فرازمند شایستگی می‌داند. 
پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ مقام شكوه مند حضرت علی ـ علیه السّلام ـ را یاد آور می‌شدند و آن گاه محبت و دستداری او را سفارش می‌فرمودند. 
«سوگند به آن كه جانم بر كف او است؛ این مرد و شیعیان وی،‌در رستخیز رستگارانند»[2]. و در غدیر پس از آن كه امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ را به جانشینی برگزیدند چنین فرمودند: 
«اللهم وال من ولاه و عاد من عاداه» خداوندا دوستدار او را دوست بدار و دشمن خواه او را دشمن.[3]
هم از این روی بود كه گروهی، دوست داران راستین علی ـ علیه السّلام ـ شدند و از مكتب تشیّع كه حقیقت اسلام و آمیخته با محبّت و شیفتگی و جانبازی در راه امام است پیروی كردند. 
اینك بر پیشانی این نوشتار، بیان قرآن و پیشوایان دین را درباره محبّت و دوستداری یاد آور می‌شویم تا به ژرفا و حقیقت آن راه یابیم و پس از آن به انگیزه دعوت به محبّت و نقش حسّاس آن می‌پردازیم تا آشكار شود كه منظور از این چنین دعوت و انگیزشی، راهی عاطفی و نیرو آفرین است برای پرواز به افق‌های شایستگی و بایستگی. 
تاریخواره دوستی و مهر در قرآن 
ابراهیم ـ علیه السّلام ـ ـ موحّد بزرگ تاریخ ـ پس از آن كه فرزند خود اسماعیل را با مادرش در سرزمین مكّه، كنار خانه خدا، جای داد، ‌از خداوند چنین خواست: 
« فاجعل أَفْئِدَهً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ ...[4]» خدایا چنین كن كه دل مردمان به ایشان مهر ورزد. 
او می‌داند كه سلاله او هنگامی می‌توانند پیشوایی مردم كنند كه محبوب آنان باشند چرا كه رهگذر خواستاری و دوستاری و گرایش دلهاست كه رسالت‌ها پیاده شده و ملّت‌ها هدایت می‌یابند. ابراهیم بزرگ، محبّت مردم را نسبت به دودمانش نه به عنوان خواسته‎یی شخصی، بلكه چون سودی همگانی، از خدا می‌خواهد. و نیز به عنوان سود ویژه خاندان خود، بلكه برای دستیابی به هدفی والاتر، آن را عنوان می‎كند. و هم این جا بگوییم كه سر آمد دودمان ابراهیم ـ علیه السّلام ـ ـ كه او برایشان چنان به مهر دعا كرد ـ پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ و دودمان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌‌باشند كه از نسل اسماعیل اند. 
پیامبر عزیز ما نیز به هنگام ولادت حضرت امام حسین ـ علیه السّلام ـ به خانه‌ دختر بزرگوار خود حضرت فاطمه ـ علیها السّلام ـ آمد و از خداوند چنین خواست: 
«پروردگارا! من در مورد این نوزاد و برادرش حسن، از تو آنچه را می خواهم كه ابراهیم در مورد فرزندش می‌خواست، از تو می‌خواهم ... ایشان و دوستداران ایشان را دوست بداری و بر دشمنانشان لعنتی فرود آوری كه آسمان و زمین از آن پر شود». 
قرآن كریم، پاداش رسالت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را محبّت به نزدیكان ارجمند وی، قرار می‌دهد: 
« ... قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی ...» ای پیامبر بگو كه پاداشی بر رسالت نمی خواهم جز دوست داشتن نزدیكانم»[5]. 
چون مودت و دوستی با آرزوی بقای محبوب همراه است، گرایش به او شدیدتر و میل به پیروی و شكل گرفتن از رهبری كه محبوب است در وجود دوستدار زنده‌تر خواهد شد. 
هدف از دوستی 
هدف از دعوت به دوستی رهبران دینی اسلام چیست؟ و آیا این محبّت دارای چه اثر و نتیجه است؟ 
آیه یی كه در طلیعه این دفتر آورده‌ایم: 
« قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ»[6] می‌رساند كه فایدت دوست داشتن نزدیكان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ عاید دوست داران آن گرامی و مجتمع اسلامی می‌شود و آن بزرگوار، این پاداش را به سود و بهره پیروان خود منظور فرموده و به حساب آنان واریز كرده‌اند و پاداش خود را تنها از خداوند خواهند گرفت:‌ 
« إِنْ أَجْرِیَ إِلاَّ عَلَی اللَّهِ وَ هُوَ عَلی كُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهِیدٌ[7]» پاداش من جز بر خدا نیست و او بر همه چیز گواه است. یعنی این مائیم كه باید از ره گذر محبّت آنها بهره مند شویم. 
امّا اینك باید به بررسی این نكته بپردازیم كه آیا سودی كه از محبّت ایشان عاید می‌شود، تنها سودی اخروی است یا دستمایه عواید دنیایی ما نیز تواند بود؟ 
بی شك این سود، منحصر به پاداش‌های جهان دیگر نیست، بل در این جهان نیز بسیار سودمند است، دوستاری رهبران دینی، سازنده است، عامل تربیت و پیوند و ارتباط است، محبّت به پاكان انسان ساز است، چرا كه آدمی را به آنها نزدیك می‌كند و به سوی ایشان می‌كشاند تا از وجود سخن، تعلیمات، آثار، سیرت و كردارشان بهره گیریم و پیروی كنیم. 
گرچه محبّت چون ایمان دارای مراتب و درجاتی است ـ و كم ترین مرتبه آن نیز بی نتیجه نمی‌باشد و سرانجام هم پس از حساب و كتاب و كیفرهای اخروی موجب دوستدار اهل بیت است ـ امّا باید به هر صورت توجه داشت كه محبّت وسیله یی برای كشش و جذب و عاملی است برای تهذیب اخلاق و تنظیم اعمال از روی الگو و نماد محبوب است، پس نباید چنین پنداشت كه محبّت جوازی برای تمام آلودگی‌ها و انحراف‌ها، است و نباید با تكیه بر این پندار باكی از زشتی‌ها نداشته باشیم خود را، اهل نجات بدانیم و پاداش‌هایی را كه برای محبّت تعیین شده به رخ این و آن بكشیم بی اینكه بیندیشیم دوستی چیست. دوستدار كیست و هدف از محبّت كدام است. 
آری، محبّت نجات دهنده است و دوستداران اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در بهشت جاودان جای خواهند داشت و بدون محبّت ایشان كردار آدمی نزد خداوند مورد قبول واقع نیست، امّا نخست باید دید مقصود از محبّت چیست، آن گاه به پاداش آن چشم دوخت. 
قرآن كه دوستی ذوی القربی را مزد رسالت می‌داند در آیات دیگر یادآوری می‌فرماید كه: 
مقصود اصلی از آن، پیروی از حق و پیمودن راه خدا است یعنی محبّت وسیله‌‌ای برای این هدف است « قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلی رَبِّهِ سَبِیلاً[8]» 
بگو ای پیامبر كه از شما بر رسالت خویش مزدی نمی‌جویم جز این كه هر كس بخواهد به سوی خداوند راهی بجوید. یعنی جز هدایت یافتن شما منظوری ندارم، آن هم با اختیار خودتان و بی هیچ اكراهی. 
پس، از دیدگاه قرآن، محبّت عاملی است كه به راه خدا رهنمون می‌شود، وسیله یی است كه جهانیان اندرز گیرند و این است همانكه رسول گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎خواهد و ابراهیم بزرگوار ـ علیه السّلام ـ می‎خواسته است، حال نام آن را پاداش می‎گذارید یا هر چیز دیگر، مختارید. 
و به عبارت دیگر همان طور كه ایمان به خدا مردم را از عمل به احكام بی‎نیاز نمی‎سازد محبت به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نیز نمی‎تواند وسیله‎ای برای بی‎اعتنایی به احكام باشد پس دوستدار اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ باید به احكام اسلامی ملتزم بوده و از گناه بترسد، آنگاه است كه این دوستی به سود او تمام می‎شود و او را به پیروی وامی‎دارد و اگر هم از روی غفلت به گناهی آلوده شد می‎تواند چشم امید به شفاعت و نجات داشته باشد. 
تأثیر محبت در ارزشمندی كردار از دیدگاه پیشوایان دین 
اینك به گفتارهایی از پیشوایان درباره دوستداری می‎نگریم: 
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‎فرماید: كه می‎فرمود:
«شفاعت من نصیب امت من می‎شود، كسانی كه خاندان مرا دوست می‎دارند و اینان شیعیان من هستند.»[9]
یعنی شفاعت، مشروط به دوستی است،‌زیرا با دوستی، كشش و علاقه به رهبران حاصل می‎شود و انسان در مسیر تكامل قرار می‎گیرد و آن گاه ممكن است برای كمبودها و غفلت‎ها مورد شفاعت واقع شود. 
امام باقر ـ علیه السّلام ـ از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‎كند كه فرمود: «اگر مردی شبها (به عبادت) بایستد، روزها روزه بگیرد و تمام مال خود را در راه خدا بدهد و پیوسته حج بگزارد اما به ولایت ولی خدا، شناختی نداشته باشد تا از او پیروی كند و كردارش با راهنمایی او همراه باشد، نزد خداوند استحقاق ثوابی ندارد و در رده ایمان‎داران راستین قرار نمی‎گیرد.»[10]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در خطاب به حصین: 
«ای حصین، دوستداری ما را كوچك مپندار كه دوستی (با ما) از باقیات صالحات است».[11]
دریغا، آنانكه از پیروی و محبت خاندان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دوری می‎جویند چه بی‎راهه می‎روند،‌به ویژه كه در نهایت جهل و جسارت، دوستداری این پاك مردان را به شرك مانند می‎كنند و نمی‎خواهند دریابند كه حقیقت این موضوع چیست. 
ایمان و محبت 
برخی از روایات تصریح دارد بر این كه بین ایمان و محبت ارتباط مستقیم و هماره‎یی موجود است. 
ـ سلمان از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‎كند كه فرمود: 
«هیچ مردی ایمان نمی‎آورد مگر آن كه خاندان مرا از روی دوستی من، دوست بدارد. 
عمر پرسید: ای پیامبر، نشانه دوستداری خاندان شما چیست؟ 
فرمودند: دوستی این مرد ـ دست خود را بر حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نهادند.»[12]
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ خطاب به علی ـ علیه السّلام ـ فرموده است: «لا یحبك الا مؤمن و لا یبغضك الا منافق»[13]
تو را جز فرد با ایمان دوست و جز منافق، دشمن نمی‎دارد. 
امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: 
«اگر بدین شمشیر بر بینی فرد با ایمان فرود آورم كه مرا دشمن بدارد، نخواهد داشت و اگر تمام جهان را در كف منافق بگذارم كه مرا دوست بدارد، چنین نمی‎كند.»[14]
این ارتباط بین ایمان و محبت به امام، از این جهت می‎باشد كه دوستی آنان، دوستی حق و حقیقت است و دوستدارانشان بدانان از آن جهت محبت می‎ورزند كه آنان را محور حق و رهبران راه حق می‎دانند و این است رمز و نكته این كه نخست باید رهبران را شناخت و آن گاه با بینایی به آنها مهر ورزید تا از ره گذر دوستیشان، پیوند با حق،‌حاصل آید. 
محبت و عمل 
نكته‎ای مهم كه بیشتر، از آن غفلت می‎كنند،‌بستگی كامل بین محبت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و عمل به دستورهای دین است، همان طور كه اشاره كردیم، محبت با ایمان ارتباطی مستقیم و پیوندی استوار دارد پس همان گونه كه ایمان ما را از عمل بی نیاز نمی‎سازد، محبت نیز انسان را از قید عمل رها نمی‎كند و هیچ گاه دوستدار و پیرو اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نمی‎تواند نسبت به گناه بی باك و لاابالی گردد و بدان اهمیت ندهد. 
پیشوایان دین ما ـ كه درود همیشه خداوند بر همه آنها باد ـ در برخی از روایات بدین نكته‌مهم اشاره می‎فرمایند و پیوند میان محبت و عمل را یادآور می‎شوند تا همگان بدانند كه دوستی، نیروی پر كششی است به سوی شایستگی. 
جابر می‎گوید: امام باقر ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: «آن كه ادعای تشیع می‎كند آیا همین كه قائل به محبت ما اهل بیت است باید اكتفا كند؟ به خدا سوگند، جز كسانی كه از خدا بترسند و اطاعت او را به جای آورند، پیرو ما نیستند و اینان جز با فروتنی در برابر خداوند، امانت و درستكاری بسیار به یاد خدا بودن، روزه، نماز،‌نیكی به پدر و مادر،‌وارسی حال نیازمندان از همسایگان و قرض داران و ایتام، راستگویی،‌خواندن قرآن و... باز شناخته نمی‎شوند.» جابر می‎گوید عرض كردم: 
ای پسر رسول خدا، ما كسی را بدین صفات نمی‎شناسیم. 
فرمود: «ای جابر به راه باطل نلغزی، آیا كافی است كه مردی بگوید من علی ـ علیه السّلام ـ را دوست دارم و پیرو او هستم و فعال نباشد؟ پس اگر بگوید رسول خدا را كه از علی ـ علیه السّلام ـ بهتر است دوست می‎دارم و از روش او پیروی نكند و به سنت او عمل ننماید، دوستی آن گرامی برایش هیچ سودی نخواهد داشت،[15]پس از خدا بترسید و برای رسیدن به آنچه نزد او است كار كنید بین خدا و هیچ كس رابطه قوم و خویشی وجود ندارد. محبوب ترین بندگان نزد خداوند بزرگ و گرامی‎ترین كسی است كه پرهیزگار باشد و هیچ كس بر خدا حجتی ندارد، هر كه مطیع خداست، او ولی و دوست ما است و هر كه نافرمانی خدا كند ـ در حقیقت با كردار و رفتاری كه دارد ـ دشمن ما است. به ولایت ما جز با كار و ورع دست رسی نیست.[16]
محبت، مسئولیتی همگانی 
دوستی خاندان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ وظیفه‎ای است كه همگان در برابر آن مسؤولند و بازخواست خواهند شد. 
ابوذر كه از یاران پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است می‎گوید آن گرامی می‎فرمود: «در روز قیامت از چند چیز خواهند پرسید كه یكی دوستی خاندان ما است.»[17]
پاره‎ای از روایات، پدران را در مورد تربیت فرزندان بر اساس آشنا كردن آنها با دوستی خاندان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ مسؤول دانسته است. 
علی ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: «فرزندان خود را بر سه اصل تربیت كنید: دوستی پیامبرتان، دوستی خاندان پیامبر و خواندن قرآن.»[18]
نقش محبت در تربیت 
با توجه به آیه‎ها و روایت‎ها كه آوردیم و در آنها مردم را به محبت فراخوانده شده‎اند، بدین نتیجه می‎رسیم كه مهم‎ترین هدف از این دعوت این است كه این محبت باید در همه مظاهر زندگی، در اخلاق، اعمال،‌گفتار روابط اجتماعی و... مؤثر باشد. باید چهره جامعه دوستان اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در میان جوامع دیگری بشری، امتیاز و ویژگی و درخششی داشته باشد آنسان كه دستمایه افتخار و موجب سرافرازی و سربلندی گردد. 
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‎فرمایند: «دوستدار محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ كسی است كه از خدا اطاعت كند، گرچه از جهت خویشاوندی از آن گرامی دور باشد و دشمن وی كسی است كه معصیت خدا را انجام دهد، گر چه خویشاوند نزدیك او باشد.»[19]
در قرآن آمده است: «بگو ای پیامبر اگر خدا را دوست دارید مرا پیروی كنید تا خدا شما را دوست داشته باشد و گناهانتان را بیامرزد و خداوند آمرزنده مهربان است.»[20] در این جا این نتیجه را می‎توان گرفت كه دوستدار پیامبر، پیرو خدا و دوستدار خداوند پیرو پیامبرست و همین نقش محبت در زندگی و اعمال ما است كه پیروی از خدا و پیامبر و امام ـ علیه السّلام ـ و دین از مظاهر آن است. 
اسلام دوشادوش پرورشهای فكری، پرورش‎های عاطفی نیز دارد. 
اسلام، پیروان خود را از دو راه اساسی تربیت می‎كند: 
یكی از طریق استدلال و ارائه قوانین و تحریك اندیشه‎ها. 
دیگر از راه برانگیختن عواطف و احساسات. 
تنها مكتب راستین اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ است كه بین پیروان خویش یعنی شیعیان، این دو راه را پی می‎گیرد، شیعه است كه علاوه بر بینش مذهبی، و راهیابی به سوی حقیقت، دوستدار و شیفته آن حقیقت نیز می‎باشد. همین شیفتگی و دلبستگی است كه شیعه را به سوی محبوب جذب می‎كند، چون آهنی كه در جهت آهن‎ربا قرار گرفته باشد. 
محبوب شیعه با همه ویژگی‎هایش، نماد تمام و تام انسانیت است و آن هنگام كه شیعه به سوی این الگو كشیده می‎شود، از این رهبر شایسته رنگ می‎پذیرد و باری سرانجام و در نهایت، به شایستگان می‎پیوندد. آری، هر جویباری چون به سوی اقیانوس جاری باشد روزگاری از آن خواهد شدو بدان خواهد پیوست. 
امام ـ علیه السّلام ـ اقیانوس عالم وجود است و ما خردك جویباران پوینده كه با جاذبه‌مهر و دوستی او،‌به سویش روانه‎ایم، اگر این راه درست را بپیماییم و در بینابین از مسیر كژی نگیریم و انحراف نپذیریم، بدان اقیانوس خواهیم پیوست وگرنه، یا به مردابی خواهیم ریخت، و یا در گندابی فرو خواهیم رفت. 
بدیهی است كه محبت و دوستی باید نسبت به رهبران پاك و معصومی باشد كه انسان‎هایی كامل هستند و الگوهایی تام، چرا كه آدمی در تربیت خود به نمونه‎هایی نیازمند است تا با دیدن آنها، رهبری شده و همراه تبلیغ پذیری سمعی، از تبلیغ بصری نیز برخوردار گردد، به ویژه كه روح انسان در زمینه‌تربیت در برابر آنچه می‎بیند انعطاف پذیرتر است تا در برابر آنچه می‎شنود.
از این رو است كه اسلام، پیشوایان پاك و معصوم را به پیروانشان همواره معرفی كرده و همگان را به دوستی آنها فرا می‎خواند تا از این راه به سوی تكامل خویش گام بردارند. 
مخالفان اسلام نیز بدین نكته خوب پی برده بودند كه تنها راه ذلت مسلمانان را همین می‎دانستند كه آنها را از رهبران معصوم و حقیقی خویش دور كنند، بنابراین از همان آغاز دشمنی،‌در این راه كوشیدند و می‎خواستند چهره آنان را دگرگون شده نشان دهند و مردم را از آنان دور سازند اما حقیقت، چون آفتاب، پشت ابر نمی‎ماند و نماند. 
ما در پایان این نوشتار، فرازی از تاریخ را در دیدگاهتان قرار می‎دهیم تا نمونه‎یی از دوستداران راستین خاندان پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را بشناسید و به نقش پر مسؤولیت و حركت زای محبت بیشتر آگاه گردید. 
هنگامی كه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ به شهادت رسید و معاویه قدرت را به دست گرفت، می‎كوشید تا از دوستان امام ـ علیه السّلام ـ اعتراف بگیرد كه از دوستی آن حضرت سودی نبرده‎اند. اما چون دوستداران علی ـ علیه السّلام ـ او را به حق شناخته و بعد از شهادت آن گرامی نیز، به سترگی و والایی آن بزرگ بیشتر آگاهی یافته بودند، معاویه نمی‎توانست از آنها چنین اعترافی بشنود، حتی، نتیجه باژگونه می‎گرفت! 
یكی از این دوستان فداكار، عدی بن حاتم طایی بود. 
او و فرزندانش از سربازان دل باخته و سر سپرده راه حق و حضرت علی بن ابیطالب ـ علیه السّلام ـ بودند. سه پسرش با نام های زیبای طرفه،‌ طریف و طارف در جنگ صفین شهید شدند. پس از گذشت سالها و شهادت امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ ، عدی دوباره رویاروی معاویه قرار گرفت. 
معاویه برای آن كه خاطره‎یی تلخ را به یاد او آورده باشد،‌ پرسید:‌این الطرفات، طرفه‎ها كجایند؟ (اشاره به فرزندانش) 
پاسخ داد: در صفین، پیش روی حضرت علی ـ علیه السّلام ـ شهید شدند. 
ـ علی در مورد تو انصاف را رعایت نكرد. 
ـ چرا؟ 
ـ چون فرزندان تو كشته شدند، اما فرزندان خود او باقی ماندند. 
ـ من،‌انصاف را در مورد علی ـ علیه السّلام ـ رعایت نكردم. 
ـ چرا؟ 
ـ چون علی ـ علیه السّلام ـ كشته شد و من هنوز زنده‎ام. 
آن گاه به درخواست و اصرار معاویه به شرح ویژگی‎های امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ پرداخت تا اشك معاویه بی اختیار فرو ریخت. با آستین آن را سترد و گفت: خدا ابوالحسن را رحمت كند، همین گونه بود كه گفتی، اكنون بگو در فراق او چگونه‎ای؟ 
ـ چون مادری كه جگر گوشه‎اش را در دامانش سر بریده باشند.... . 
ـ چقدر او را به یاد می‎آوری؟ 
ـ آیا روزگار می‎گذارد فراموشش كنم؟[21]

[1] سوره سبا آیه 47. 
[2] . الدر المنثور، ج 6، ص 379. 
[3] . الغدیر، ج 1 و جاهای دیگر. 
[4] . سوره ابراهیم، آیه 27. 
[5] . سوره شوری، آیه 23. 
[6] . سوره سبأ،‌ آیه 47. 
[7] . سوره سبأ،‌ آیه 47. 
[8] . سوره‌ فرقان، آیه 57. 
[9] . سیرتنا و سنتنا، ص 10. 
[10] . اما لو ان رجلا قام لیله و صام نهاره و تصدق بجمیع ماله و حج جمیع دهره و لم یعرف و لایه ولی الله فیوالیه و یكون جمیع اعماله بدلالته الیه ما كان علی الله حق فی ثوابه و لا كان من اهل الایمان، وسائل الشیعه، ج 1، ص 7، پاورقی و ص 91. 
[11] . اعیان الشیعه، ج 12، ص 11. 
[12] . سیرتنا و سنتنا، ص 13. 
[13] . سیرتنا و سنتنا، ص 12. 
[14] . لو ضربت خیشوم المؤمن بسیفی هذا علی ان یبغضنی ما ابغضنی و لو صببت الدنیا بجماتها علی المنافق علی ن یحبنی ما احبنی، نهج البلاغه، عبده، ج 3، ص 149. 
[15] . منظور این است كه دوستی و محبت برای كسی كه به احكام دین ملزم نیست و نسبت به گناهان بی‎باك است سودی ندارد و او را از كیفر اعمال رها نمی‎سازد، اگر چه دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ همچون ایمان اساس و پایه دین است، و مؤمن و دوست آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ پس از پاك شدن و چشیدن جزای اعمال خویش، به بهشت خواهد رفت و به این ملاحظه دوستی اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ سود زیادی خواهد داشت. 
[16] . كافی، ج 2،‌ص 74 و بحارالانوار، ج 70، ص 97 و نیز در جلد 69، روایات بسیاری آمده كه ایمان بدون عمل پذیرفته نمی‎شود. 
[17] . سیرتنا و سنتنا، ص 11. 
[18] . سیرتنا و سنتنا، ص 11. 
[19] . غررالحكم، ص 103، چاپ نجف. 
[20] . سوره آل عمران، آیه 31. 
[21] . سفینه البحار، ج 2،‌ص 170، و مروج الذهب، ج 3،‌ص 4.


برچسب ها : ایمان , عمل , محبت اهل بیت(ع) ,

       علی رضا
      09:22 ق.ظ -  شنبه 10 بهمن 1394
برو به صفحه :