تبلیغات
آخـرین پیام آور آسمانی
با نام خدا آغاز میکنیم...

حضوری زینب گونه در کنار دردمندان

حضورش در کنار بیمار، اشارتی ست  زینب گونه،  که شاید دردمندی به دستان او در نقش واسطه ای از محبوب دخیل بسته باشد

 زینب کبری

لایه های سنگین حزن بر دل بیمار فرو می نشیند. چشم های بی رمق او درد را فریاد می کشد. توان از وجودش پرکشیده است و او با جسمی خسته، لحظات درد آفرین بیماری را به کندی سپری می کند. در این لحظات، تنها سایه پرستار است که بیمار را در مسیر پرفراز و نشیب بیماری قوّت می بخشد. گرمای عشق آفرین خدمتگزاری را در تن رنجور بیمارش تزریق می کند و لبخند را بر لبانش مهمان می سازد. پرستار، حرفی از کلام خداوند است؛ 
حضورش در کنار بیمار، اشارتی ست  زینب گونه، که شاید دردمندی به دستان او در نقش واسطه ای از محبوب دخیل بسته باشد.
پرستاری، به معنای کمک به رفع نیازهای جسمی و روانی بیمار است و در کشورهای غربی پس از کارهای پرستاری فردی به نام فلورانس نایشنگل آغاز می گردد، و قدمتی به طول چند صد سال دارد.
در اسلام پرستاری از شروع جنگ های اولیه در صدر اسلام در میادین جنگ ها شروع گردیده و تاریخ هزار ساله دارد.
پرستاری یكی از اعمال صالحی است كه ثواب و بركات فراوانی دارد چنانچه پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله) می فرمایند: مَن قامَ عَلى مَریضٍ یَوماً ولَیلَةً، بَعَثَهُ اللّهُ تَعالى مَعَ إبراهیمَ الخَلیلِ علیه السلام، فَجازَ عَلَى الصِّراطِ كَالبَرقِ اللّامِعِ. (1)
هر كس یك شبانه روز بیمارى را پرستارى كند، خداوند متعال او را همراه با ابراهیمِ خلیل برمی انگیزد و بسان برقى پُردرخشش، از صراط مى گذرد.
گرچه عمل پرستاری بیمار معنی گسترده َتری از حرفه پرستاری دارد و شامل هر کسی از جمله، پرستاران، پزشكان، خدمه بیمارستان، همراهان بیمار و افرادی كه در منزل، به بیماران به هر شكلی یاری می رسانند، می شود اما با این وجود حرفه پرستاری را می توان در زمره یكی از حرفه های مقدس شمرد كه به آن فراوان سفارش شده است.
در ادامه به مواردی از پرستاری های زنان صدر اسلام اشاره می شود.

حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام)
در یكی از غزوات امّ سَلَمه به حضرت رسول الله (صلی َالله َعلیه َو َآله)! عرض كردم: اى پیامبر خدا! آیا مى توانم به همراهت روانه پیكار شوم؟
حضرت فرمودند: «اى امّ سلمه! جهاد، بر زنان نوشته نشده است».
امّ سلمه گفت: مجروحان را درمان مى كنم، چشم را علاج مى سازم و آب مى رسانم.
فرمود: «در این صورت، آرى»
هل بن سعد ساعدى: در جنگ احد هنگامی که كلاه   خود بر سرِ پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله) شكست، چهره حضرت غرق در خون شد و دندان رباعىِ (2) ایشان نیز شكست. در این هنگام على (علیه السلام) با سپر، آب مى آورد و فاطمه (علیهاالسلام) خون را از چهره ایشان مى شست. فاطمه (علیهاالسلام) چون مشاهده كرد كه خون بر آب غلبه دارد، حصیرى را برداشت و سوزانْد و این سوزانده را به زخم پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله) چسباند و پس از آن، خونریزی، متوقف شد. (3)

امّ سَلَمه
در یكی از غزوات امّ سَلَمه به حضرت رسول الله (صلی َالله َعلیه َو َآله)! عرض كردم: اى پیامبر خدا! آیا مى توانم به همراهت روانه پیكار شوم؟
حضرت فرمودند: «اى امّ سلمه! جهاد، بر زنان نوشته نشده است».
امّ سلمه گفت: مجروحان را درمان مى كنم، چشم را علاج مى سازم و آب مى رسانم.
فرمود: «در این صورت، آرى». (4)

امّ عُماره
امّ عُماره دختر كعب از زنانی است كه بعد از مسلمان شدن در جنگ هاى احُد، حُدَیبیّه، خیبر، عُمرة القضا، حُنَین و یَمامه نیز حضور داشت. (5) در احُد به همراه با شوهرش غَزیّة بن عَمرو و نیز دو پسرش شركت كرد، امّ عُماره اوّلِ روز، مَشكى با خود برداشت تا به مجروحان، آب برساند. وى در آن نبرد، بعد از شكست و فرار مسلمانان جانانه جنگید و دوازده زخم، از ضربه نیزه تا ضربه شمشیر، برداشت. (6)، دوازده زخم برداشت و دستش در نبرد یَمامه، قطع شد. او افزون بر دستش، در نبرد یَمامه، یازده زخم دیگر برداشت و در حالى به مدینه بازگشت كه هنوز این زخم ها بر او بود. (7)
عبد اللّه بن زید فرزند ام عماره در شرح نبرد احُد نقل می کند كه: در آن روز، دست چپم زخمى شد. مردى همانندِ تنه نخل، ضربتى بر من وارد آورد و بی آنکه كارم را یكسره كند، مرا رها كرد. خون مى ریخت و توقّفى نداشت. در این هنگام، پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله) فرمود: «زخم خویش را ببند».
پس مادرم كه باندهایى براى زخم ها آماده ساخته و به كمر خویش بسته بود، به سراغم آمد و درحالی که پیامبر (صلی َالله َعلیه َو َآله) ایستاده بود و او را مى نگریست، زخم مرا بست. سپس گفت: پسرم! برخیز و با این مردمان، پیكار كن.
پیامبر (صلی َالله َعلیه َو َآله) كه این صحنه را دید، فرمود: «اى امّ عُماره! چه كسى را این طاقت است كه تو دارى؟». (8)

امّ ایمَن
امّ ایمَن در جنگ احُد شركت كرد. او آب مى رساند و مجروحان را درمان مى كرد. وى در نبرد خِیبر نیز همراه با پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله)، حاضر بود. (9)

رُبیّع بنت معوّذ بن عفراء
رُبیّع دختر معوّذ بن عفراء: ما همراه با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به پیكار مى رفتیم و به مردم، آب مى رساندیم، آنان را خدمت مى كردیم و مجروحان و كشتگان را به مدینه بازمی گرداندیم. (10)

رُفَیده
پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله)، سعد بن مُعاذ را [براى مداوا] به خیمه زنى از خاندان اسلَم كه او را «رُفَیده» مى نامیدند در مسجد خویش، فرستاده بود. رُفَیده، مجروحان را درمان مى كرد و به رایگان، به كسانى از مسلمانان كه گرفتارى اى داشتند، خدمت مى نمود. پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله)، هنگامی که در نبرد خندق، تیرى به سعدْ اصابت كرد، به نزدیكان وى چنین دستور داده بود كه: «او را به خیمه رُفَیده ببرید تا وى را از نزدیك، عیادت كنم». (11)

امّ سُلَیم
امّ سُلَیم در نبرد حُنَین، در حالی که به عبد اللّه بن ابى طلحه آبستن بود، حضور یافت. او پیش تر در نبرد احُد به تشنگان، آب مى رساند و مجروحان را درمان مى كرد. (12)

امّ سنان اسلمى
هر كس یك شبانه روز بیمارى را پرستارى كند، خداوند متعال او را همراه با ابراهیمِ خلیل برمی انگیزد و بسان برقى پُردرخشش، از صراط مى گذرد
امّ سنان اسلمى: هنگامی که پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله)، قصد عزیمت به خیبر داشت، به حضورشان رسیدم و عرض كردم: اى پیامبر خدا! آیا در این قصدی كه دارىد، مى توانم همراهتان باشم تا در آن جا مَشكِ پاره شده ای را بدوزم، بیمار و مجروح را اگر خدای نکرده، مجروحانى باشند درمان كنم و پاسبانِ زاد و توشه باشم؟
پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله) فرمودند: «به بركت خداوند، روانه شو؛ چرا که دوستانى از تو، از خاندانت و از دیگرکسان، [پیش تر] با من سخن گفته اند و من به آنان اجازه داده ام. اگر خواستى، با خاندان خویش روانه شو و اگر هم خواستى، با ما».
گفتم: با شما. فرمود: «پس با امّ سلمه، همسرم، همراه باش.» پس من با او (امّ سلمه) بودم. (13)

امّ عطیّه انصارى
امّ عطیّه انصارى: همراه پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله)، در هفت جنگ، حضور یافتم. من در خیمه گاه آنان مى ماندم و برایشان غذا آماده مى كردم، مجروحان را درمان می کردم و بیماران را پرستارى مى نمودم. (14)

امیّه بنت ابوصلت
امیّه دختر ابوصلت، یكى از زنان خاندان بنى غِفار: همراه با شمارى از زنان بنى غِفار، به حضور پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله) رسیدم. به ایشان عرض كردیم: اى پیامبر خدا! ما مى خواهیم در خیبر همراه شما باشیم و آن جا مجروحان را درمان كنیم و به مسلمانان، با آنچه در توانمان هست، یارى رسانیم. حضرت هم اجازه دادند. (15)

ام زیاد
حشرج بن زیاد: مادربزرگ پدری ام گفت: در نبرد خیبر شركت كردم، درحالی که یكى از شش زنِ حضور یافته در آن نبرد بودم. به پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله) خبر رسید كه چند تن از زنان با او همراه شده اند. او به دنبال ما فرستاد و ما نیز به حضورش رسیدیم و دیدیم چهره پیامبر خدا (صلی َالله َعلیه َو َآله)، خشم آلود است. به ما فرمود: «به چه سبب و به دستور چه كسى روانه شده اید؟» گفتیم: اى پیامبر خدا! همراهت روانه شده ایم تا تیرى به دست تیراندازان دهیم و سَویقى به شما بخورانیم و مجروحان را درمان كنیم و مو ببافیم و بدین وسیله، به جهاد در راه خدا، یارى برسانیم. حضرت هم اجازه دادند. (16) و (17)

کلام آخر:
کلام را با روایتی از رسول خدا صلی الله و علیه و آله در باب پاداش پرستاری به اتمام می رسانیم:
عن الصادق علیه السلام عن آبائه قال: «قال رسول الله صلی الله علیه وآله من سعی لمریض فی حاجة، قضاهااو لم یقضها، خرج من ذنوبه کیوم ولدته امه.»(18)
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که برای رفع نیازهای بیماری تلاش کند خواه آن نیاز برآورده شود یا نشود، همانند روزی که از مادر متولد شده است از گناهان پاک می گردد.

پی نوشت ها:
 1. ثواب الأعمال: ص 341 ح 1 عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 81 ص 225 ح 35.
2 . دندان هاى نیش را در دو فك بالا و پایین، «رباعى» مى نامند.
3 . صحیح البخاری: ج 5 ص 2162 ح 5390.
4 . المعجم الصغیر: ج 1 ص 117.
5 . الطبقات الكبرى: ج 8 ص 412.
6 . الطبقات الكبرى: ج 8 ص 412؛ بحار الأنوار: ج 20 ص 132 نقلًا عن الواقدی نحوه.
7 . الطبقات الكبرى: ج 8 ص 416.
8 . الطبقات الكبرى: ج 8 ص 414.
9 . الطبقات الكبرى: ج 8 ص 225.
10 . السنن الكبرى للنسائی: ج 5 ص 278 ح 8881.
11 . السیرة النبویّة لابن هشام: ج 3 ص 250.
12 . الطبقات الكبرى: ج 8 ص 425.
13 . الطبقات الكبرى: ج 8 ص 292.
14 . صحیح مسلم: ج 3 ص 1447 ح 142.
15 . مسند ابن حنبل: ج 10 ص 324 ح 27206.
16 . السنن الكبرى للنسائی: ج 5 ص 277 ح 8879.
17.حكمت نامه پیامبر اعظم (صلی َالله َعلیه َو َآله) ج 13   
18. بحارالانوار، ج 81، ص 217.

سید روح الله علوی زاده - بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان




برچسب ها : حضوری زینب گونه در کنار دردمندان , زینب کبری ,

       علی رضا
      08:55 ب.ظ -  شنبه 24 بهمن 1394
برو به صفحه :